گاه‌شماری تاریخی در ایران

شاید در کتاب‌های تاریخ دیده باشید و دقت کرده باشید که در مورد وقایع تاریخی نسبتاً معاصر، مانند وقایع دوران قاجار از تاریخ‌های هجری قمری استفاده می‌شود. حتماً با تقویم میلادی و هجری شمسی آشنا هستید و البته شاید چیزهای در مورد داستان شکل‌گیری آن‌ها شنیده باشید. فکر می‌کنید روند پیدایش این تقویم‌ها در ایران چگونه بوده‌است؟

اهمیت وجود تقویم چیست؟
یک پرسش شاید مهم‌تر، این است که اصلاً این که در گذشته حساب زمان را چگونه می‌داشتند و روز و ماه و سال‌شان را چگونه حساب می‌کردند چه اهمیتی دارد؟ مگر این‌طور نیست که تقویم امروزی ما به اندازه‌ی کافی دقیق است و می‌توانیم تمام تاریخ‌های گذشته را هم با آن نشان دهیم؟
یکُم بگذارید ببینیم شکل تقویم‌های گذشته چه بازخوردی در زندگی امروز ما دارد. کمی که فکر کنیم، همین نوروز که مهم‌ترین جشن و تعطیلی تقویم ایرانی است، خوب نوروز چه روزی است؟ روز نخست سال خورشیدی، که همان روز نخست بهار هم هست. جشن شب یلدا یا آغاز زمستان که باز آغاز چارک آخر سال خورشیدی است. جشن مهرگان که آغاز ماه مهر و نیمه سال خورشیدی است. مناسبت‌های مذهبی چطور؟ ماه رمضان، عید فطر که آغاز ماه شوال است، ماه محرم که آغاز سال قمری است و بسیاری دیگر را هم داریم. گذشته از این‌ها یکی از مهم‌ترین مباحث تاریخ‌نگاری گاه‌شماری است و بسیاری از رویداد‌های تاریخی هم بستگی بسیاری به زمان‌بندی و تقویم همان روزها دارند که فهم درست‌شان تنها با درک درست از روش گاه‌شماری همان زمان میسر است. تازه علاوه بر همه‌ی این‌ها اگر بخواهیم بدانیم این تقویم خوب و دقیقی که امروزه داریم از کجا آمده و چگونه شد که به این‌جا رسیدیم باید با تاریخ گاه‌شماری آشنایی داشته باشیم. پس به‌نظر می‌رسد که دانستن چیز‌های در مورد شیوه‌ی گاه‌شماری گذشته چندان هم کار بی‌فایده‌ای نیست.