و ترافیک‌های دیگر...

ترافیک گوسفندی

ترافیک رادیویی
امواج رادیویی که صدا و تصویر رادیو و تلویزیون را به خانه‌ها می‌رسانند، تلفن‌های همراه و حتی بازکننده‌‌ی اتوماتیک در پارکینگ‌ها، دستگاه‌های اشعه ایکس بیمارستان‌ها و سیستم‌ مکان‌یابی ماهواره‌ای (GPS)، همه از امواج الکترومغناطیسی استفاده می‌کنند. این امواج بدون این‌که دیده‌شوند، در فضا پراکنده‌اند. مثلا رشد بسیار انبوه تلفن‌های همراه در ایران را درنظر بگیرید. همه‌ی این تلفن‌ها ناگزیر از محدوده‌ی موجی کوچکی استفاده می‌کنند؛ اما تعدادشان روبه افزایش است. بنابراین می‌توان به‌آسانی حدس زد که چرا روی هم افتادن موج‌های مورد استفاده‌ی ما، یا به اصطلاح همان خط روی خط افتادن، هر روز بیشتر می‌شود. دانشمندان به‌دنبال راه‌هایی هستند که تا جای ممکن ترافیک این امواج را کاهش دهند یا آن‌ها را به‌سمت نواحی خلوت‌تر زمین هدایت کنند. البته کم کردن این ترافیک هم، مثل همه‌ی نمونه‌های دیگر کاهش ترافیک، ریاضیات پیچیده‌ای دارد.

ترافیک هوایی
اولش آسمان خالی بود و نه هواپیمای زیادی بود و نه ترافیک هوایی معنی داشت. ‌خلبان‌های اولیه به‌راحتی به‌هر‌کجا که می‌خواستند می‌رفتند و همدیگر را راحت می‌دیدند. اما حالا جایی مثل نیویورک وجود دارد که شبانه‌روز هزاران پرواز از آن انجام می‌شود. کنترل این‌همه پرواز، از برخورد به‌هم و پدید‌آمدن فجایع هوایی باعث‌شده است که ترافیک هوایی معنی پیدا کند. وظیفه‌ی اصلی این واحد جدا‌نگهداشتن هواپیماها از هم است. کارکنان این واحد علاوه بر دادنِ اجازه‌ی پرواز و فرود که همه‌ی ما با آن آشنا هستیم، آسمان را به کانال‌ها یا مسیر‌هایی تقسیم می‌کنند که از همدیگر فاصله‌ی معقولی دارند. تصور‌کردن این‌ همه مسیر در سه بُعد کارِ سختی است اما یک لحظه چشمانتان را ببندید و به چیزی مثل هزاران لوله فکر‌کنید که دور هم پیچیده‌اند تا بتوانید ترافیک هوایی را در‌نظر بیاورید.