عصر خیام
قرن یازدهم میلادی ادامهی عصر زرینی بود که از میانهی قرن دهم، توسط مسلمانها آغاز شد. در این دوران که به دوران طلایی تمدن اسلامی معروف شد، دانشمندان مسلمان با ترجمهی آثار علمی و فلسفی از لاتین به عربی، به منبع وسیعی از دانش دست یافتند. به سبب حمایت حکومتها از مراکز علمی، دانشمندان مسلمان روزبهروز مرزهای دانش را به پیش بردند و در طول دو قرن، در ساخت تمدن بشری، یکهتازی کردند.
به گفته سارتن «اصیلترین خلاقیتها در نیمهی نخست قرن یازدهم، بهوسیلهی مسلمانان و در زمینهی ریاضیات صورت گرفت و اصیلترین نوابغی که این خلاقیتها را به ایشان مدیونیم، عمر خیام بود. از این رو کاملاً شایسته است که این عصر را عصر خیام بنامیم. »
اما در این دوران، در دیگر نقاط دنیا چه اتفاقاتی در حال وقوع بود؟
در جنوب اروپا، ترجمهی آثار علمی از عربی به لاتین آغاز شد. همین امر، سبب تغییر در سنت علمی اروپا و پایان انحصار علمی کلیسا شد. اما رنسانس نوپای علمی اروپا، تا علم دوران جدید فاصلهی بسیاری داشت. برای مثال: کتابهای طبیعی یا دایرهالمعارفهای علمی این دوران، بیشتر از آنکه به کتابهای علمی امروزی شبیه باشند، به کتابهای شعر شبیه بودند. نقشههای نسبتاً دقیقی که دریانوردان، با پیمودن و ثبت سواحل تهیه میکردند، توسط مردم پذیرفته نمیشد و نقشههایی که براساس اسطورهها و افسانهها ترسیم میشد، محبوبیت و مقبولیت عام داشت. چرتکه که از سالها قبل در شرق (چین و هند) استفاده میشد، در این دوران در محافل اروپایی مقبولیت پیدا کرد و مورد استفاده قرار گرفت.
همانطور که دیده میشود، سنت علمی اروپا در این دوران دچار رکود شد و همان تولیدات اندک نیز از دقت کافی برخورد نبود. در ایران هنوز آثار دوران طلایی تمدن اسلامی دیده میشد اما با رویکار آمدن سلجوقیان، و تداخل بیش از اندازهی علم و فلسفه، کمکم عرصهی کار بر دانشمندان تنگ شد. متاسفانه عصر خیام، پایان عصر طلایی دانش اسلامی و پایان حق انحصار مسلمانان در علم و فلسفه بود.