ستارگان را چگونه صدا بزنیم

آسمان البرز

صورت فلکی جبار(بالا، راست) به همراه صورت فلکی کلب اکبر(چپ). ستاره‌ی پرنوری که در میانه‌ی تصویر دیده می‌شود، شباهنگ، پرنور‌ترین ستاره‌ی آسمان و در افسانه‌های ایرانی ایزدِ باران است که ظهور آن در آسمان(در میانه‌ی پاییز) نشانه‌ی غلبه‌ بر دیو خشکسالی و شروع بارندگی‌های پاییزی است.

*عکس از بابک امین تفرشی

هزاران سال پیش برای اجداد باستانی ما ستارگان چیزی بیش از چند نقطه‌ی درخشان در آسمان بودند. این پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های کهن چنان مجذوب ناشناخته‌ها و شکوه پدیده‌های آسمان شب می‌شدند که برخی از مهم‌ترین و عمیق‌ترین ابعاد زندگیشان را به این گنبد زیبا مرتبط می‌کردند. آن‌ها دسته‌های ستارگان را به صورت اشکالی با مفاهیمی ماورایی می‌دیدند و آن‌ها را نام‌گذاری می‌کردند و حکایت‌ها درباره‌ی آن‌ها می‌گفتند. از این طریق اغلب ستارگان پر نور آسمان، نامی برای خود یافتند. ستاره‌ی شباهنگ ایرانی، دبران عربی و پولوکس یونانی نمونه‌ای از این نام‌های خاص برای ستارگان‌اند که امروزه نیز به همین نام شناخته می‌شوند. اما انتخاب نام برای تمام ستارگان راه چندان عملی‌ای برای شناختن و تشخیص آن‌ها از یکدیگر نبود. چرا که وجود هزاران ستاره در آسمان عملاً انتخاب نام برای تک تک آن‌ها را مشکل می‌کرد. در عین حال هدف از این نام‌گذاری ساده‌تر شدن یافتن آن‌ها در پهنه‌ی آسمان بود که نام‌های خاص و مجزا چندان دردی را دوا نمی‌کرد. چرا که به خاطر سپردن بیش از ده هزار نام و یا فهرست کردن آن‌ها در جداول برای یافتنشان، به خودی خود فرایندی پیچیده بود.

الفبای یونانی

حروف الفبای یونانی که اولین بار توسط یوهان بایر برای نام‌گذاری ستارگان استفاده شد.

در سال ۱۶۰۳ جان بایر، وکیل و اختر‌شناس آلمانی، اطلس جامعی از آسمان شب با عنوان «اورانومتریا» منتشر کرد که در آن راه‌حلی برای این مسئله ارائه داده بود. جان بایر برای نام‌گذاری ستارگان در هر صورت فلکی از حروف الفبای یونانی استفاده کرده بود. به این صورت که پرنور‌ترین ستاره هر صورت فلکی را با اولین حرف از حروف یونانی یعنی α و به همین ترتیب باقی ستارگان را از پر نور به کم ‌نور از α تا ω(بر حسب درخشندگی آن‌ها) نام‌گذاری کرده بود. روش بایر روشی راه‌گشا برای پیدا کردن ستارگان یک صورت فلکی بود اما مشکل این‌جا بود که الفبای یونانی تنها ۲۴ حرف دارد و این در حالی‌ست که یک صورت فلکی اغلب بش از ۵۰ ستاره‌ی قابل رویت دارد.

برای حل این مشکل، اختر‌شناس انگلیسی به نام جان فلامستید، استفاده از اعداد را برای نام‌گذاری ستارگان پیشنهاد داد. این روش که امروزه متداول‌ترین شیوه‌ی نام‌گذاری ستارگان است، ستارگان هر صورت فلکی را بر حسب افزایش در پارام‌تر «بُعد»شان (یک پارام‌تر مختصاتی برای مشخص کردن جای ستارگان به‌روی کره‌ی سماوی) نام‌گذاری می‌کند و عدد مربوطه را در کنار نام صورت فلکی قرار می‌دهد. به عنوان مثال ستاره‌ی «Pegasi ۵۱» همان ۵۱-اُمین ستاره از نظر پارامتر بُعد در صورت فلکی اسب بال‌دار(Pegasus) است. هرکدام از ستاره‌هایی که به شیوه‌ی فلامستید نام‌گذاری شده‌اند، ممکن است نام بایر(حروف یونانی) و یا نام مخصوص به خودشان را هم داشته باشند. با این حال فهرست فلامستید شیوه‌ی کاربردی‌تری در نام‌گذاری و تشخیص ستارگان موجود در یک صورت فلکی ارائه می‌دهد.

برای مشخص کردن جای ستارگان روی کره‌ی سماوی(کره‌ی فرضی‌ای که ستارگان را روی آن تجسم می‌کنیم) از دستگاه مختصاتی استفاده می‌شود که شبیه دستگاه طول و عرض جغرافیایی کره زمین است و دستگاه مختصات استوایی نام دارد. در این دستگاه مختصات، جای هر ستاره را توسط دو مختصه بیان می‌کنند که یکی بُعد و دیگری مِیل نام دارد.

امروزه با گسترده شدن دانش ما نسبت به اجرام مختلف و همچنین نیاز به نام‌گذاری اجرامی که با چشم دیده نمی‌شوند و یا ماهیتی خاص دارند(مانند سیارک‌ها، سیارات فراخورشیدی و ابرنواختر‌ها) شیوه‌های نام‌گذاری مختلفی بر حسب نیاز به وجود آمده است. به عنوان مثال برای نام‌گذاری ابرنواختر‌ها اغلب از سال کشف ابرنواختر به همراه دو حرف انگلیسی SN، مخفف کلمه‌ی Supernova استفاده می‌شود. به عنوان مثال ابرنواختری را که یوهان کپلر در سال ۱۶۰۴ کشف کرد با نام SN۱۶۰۴ در فهرست ابرنواختر‌ها نام‌گذاری شده است. در مجموع نام‌گذاری اجرام سماوی شیوه‌ای برای طبقه‌بندی آن‌هاست بطوری که بتوان اطلاعات مفیدی از جمله مکان آن‌ها در آسمان را به سادگی به‌دست آورد.